یک قاشق غروب

همیشه هیچ چیز خاصی نیست و هست ...

این همه خاطره چگونه بزایم .. مگر به تحمل بارداری نطفه های  هر روزه ...

نوشته شده در ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ توسط فرنوش نظرات () |

بهانه ای!

... خوب

.. برای درد

..

که ببینم گاهی خاک تر این جان نه چندان سبک را ... به هوای ا ب ر هایی که ...

نوشته شده در ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ توسط فرنوش نظرات () |

عمری دگر بباید ... بعد از وفات ما را ...

نوشته شده در ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ توسط فرنوش نظرات () |