یک قاشق غروب

همیشه هیچ چیز خاصی نیست و هست ...

انسان با آزادی آغاز می شود .. و

تاریخ سرگذشت رقت بار انتقال اوست از این زندان به آن زندان !

و هر بار که زندانش را عوض می کند فریاد شوقی بر می آورد که ..

آزادی ... !

نوشته شده در ٢۳ امرداد ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ توسط فرنوش نظرات () |