یک قاشق غروب

همیشه هیچ چیز خاصی نیست و هست ...

بدون باور درونى این حقیقت که هرگز بیش از یک بار زندگى نمى‌کنیم، هیچ کدام از احساسات واقعى و پرشورمان را آشکار نخواهیم کرد. نه فقط آن‌هایى را که مثبت شمرده مى‌شوند - عشق و ایثار و انسان‌دوستى - بلکه غرور، حسادت، خشم یا تمامیت‌خواهى را. انسانى که دریافته زندگى فرصتى است یکتا، مى‌تواند تا انتهاى جاده‌ى عشق و نفرت برود. مى‌تواند جهان را در آتش حسد خود بسوزاند. مى‌تواند به خاطر دوست داشتن آدم بکشد. و در عین حال، هم اوست که مى‌تواند همه‌ى آن‌چه را که به دست آورده در اوج رها کند. چنین انسانى بى‌اندازه ترس‌ناک و بى‌نهایت رشک‌برانگیز است. 

از : حسین وی

نوشته شده در ٢۳ دی ۱۳٩۳ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ توسط فرنوش نظرات () |