یک قاشق غروب

همیشه هیچ چیز خاصی نیست و هست ...

بر نمي گردد اين رود
 به مخفي خواب خويش
بر نمي گردد اين قافله اين بدقول اين دقيقه ها
 برنمي گردد اين
از هر چه رفته كه رفته است
كبوتر كلمه سكوت ثانيه ها
دختر هي دختر
تا مرگ سرگرم سراغ تو از گرفتن پروانه و گندم است
 همين سطر مانده به لااقل را لا اقل ....

سيد علی صالحی


نوشته شده در ٢٤ شهریور ۱۳۸٤ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ توسط فرنوش نظرات () |