یک قاشق غروب

همیشه هیچ چیز خاصی نیست و هست ...

 چيزی برای پنهان کردن نيست جايی که کودکانش سالخورده گانند و پهلوانان در زنجير ..

جايی که چيزی در گلو سنگين است و نمی دانم چيست .....سالهاست..

نوشته شده در ٢٥ مهر ۱۳۸٤ساعت ٤:۱۳ ‎ق.ظ توسط فرنوش نظرات () |