یک قاشق غروب

همیشه هیچ چیز خاصی نیست و هست ...

بر دار آویخته می شود ....

و بعد از چندی

...

نقش زمین می شود ..

قالی .

دل من

به بهانه های ساد ه خوشبختی خود می نگرد ...

نوشته شده در ۱٠ شهریور ۱۳۸٧ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ توسط فرنوش نظرات () |