یک قاشق غروب

همیشه هیچ چیز خاصی نیست و هست ...

این که هم سایه ای ، و هم تک سرفه ای خسته ...که منم ...

کنار می کشم
که عبور کند جهان ،... برود به راه خودش ..
و نمی روم که بچرخد این ادعای بزرگ ... زمین ...

نوشته شده در ۱٦ آبان ۱۳۸٧ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ توسط فرنوش نظرات () |