یک قاشق غروب

همیشه هیچ چیز خاصی نیست و هست ...

 در زندان سلیمانیه، بر دیوار سلولی خواندم:
"هیچ عشقی بالاتر از علاقه‌ی یک پدر پیر به آخرین دخترِ تنها مانده‌اش نیست."

نوشته شده در ٦ تیر ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ توسط فرنوش نظرات () |