یک قاشق غروب

همیشه هیچ چیز خاصی نیست و هست ...

از اينکه نتوانستم با لبخنده ساده ای روزتيره ات را روشن کنم
مرا ببخش......
چون می دانم نگا هم برايت آشنا نيست ...........

روزت روشن نمی شود............

بخشيدم هر که را دروغ پاشيده بود به جاده ام ...............تو هم دروغ می گفتی
احساسم را هم بخشيدم
اما احساسم راست می گفت.....
نوشته شده در ۱٩ خرداد ۱۳۸٢ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ توسط فرنوش نظرات () |