یک قاشق غروب

همیشه هیچ چیز خاصی نیست و هست ...

سالها دل طلب جام جم از ما مي كرد
و آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي كرد
..
به محض اينكه فكر كني چه قدر خوشحالي تموم ميشه .......
و اينكه وقتي سوال آخر سمفوني مردگان را مي خوني  ياد يه حس كش دار می يايي كه   قدرت نيت رو توت زنده مي كنه  و نه قدرت حاجت رو ..... 

....

نوشته شده در ٢٧ خرداد ۱۳۸٤ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ توسط فرنوش نظرات () |