یک قاشق غروب

همیشه هیچ چیز خاصی نیست و هست ...

-عسل! برايت يك عاشقانه آرام ساخته ام : يك انشاي ساده ي مدرسه اي .خسته نيستي كه بشنوي ؟
-خسته ام ; اما چرا نمي شود يك عاشقانه آرام را وقت خستگي شنيد؟
-نگفتم نمي شود .اين هم اما مي شود كه انسان اينقدر خسته باشد كه نخواهد حتي يك قطعه بسيار لطيف و خستگي زداي موسيقي را بشنود.
-بخوان گيله مرد! شايد كه عاشقانه آرام را اصولا براي لحظه هاي دشوار خستگي مي سازند ; اما اگر وقتي كه مي خواني خوابم برد نمي رنجي؟؟؟؟
______________________________
جمعه را تصور كن كه تمام كرده ايم بعد به آن مي رسيم .شنبه را هم.
دوست ندارم شنبه را روز آغاز بنامم . شنبه عادت آغاز است نه شروع مدلل.
عادت اراده را نابود مي كند ....

نوشته شده در ٩ شهریور ۱۳۸٤ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ توسط فرنوش نظرات () |