بر نمي گردد اين رود
 به مخفي خواب خويش
بر نمي گردد اين قافله اين بدقول اين دقيقه ها
 برنمي گردد اين
از هر چه رفته كه رفته است
كبوتر كلمه سكوت ثانيه ها
دختر هي دختر
تا مرگ سرگرم سراغ تو از گرفتن پروانه و گندم است
 همين سطر مانده به لااقل را لا اقل ....

سيد علی صالحی


/ 5 نظر / 9 بازدید
محمد طه

سلام...زاد روزت فرخنده...صد ساله ببينمت

عماد

سلام شبهای خوابگاه ... سلام بیداری بی وقفه.... سلام پوست تخمه...سلام ته سیگار....سلام عکس چگوارای توی قاب... سلام ترانه های هر از چندگاه ممد نویری.... سلام موهای آنارش نیم خواب ممد باقر.... سلام هراس مشروطی.... سلام تا صبح شهیار قنبری-فرهاد-فروغی-تام ویتس... سلام بانوی زیبای دانشکده... سلام عشق.... سلام...

عماد

آسیاب اگر به نوبت , بگو پس نوبت ما کو؟ سهم ما,قسمت ما کو؟حرمت خلوت ما کو؟

عماد

نه برادر! نه! علاج این درد ها بروفن نیست! .... کسی از توی قصه ها برای بردن ما نمی آید. ما را بین سیم های گیتار جا گذاشتند. کسی جواب شب-لرزه های ما را نمی دهد. روزانه-شب در دلتنگی های ما , کسی روی بلندی ها موهاش را به باد می دهد. در بروفن , بادهای بلندی ها انگار حسرت ما را فریاد می کند... ... آخرین خبر باش! بیا جایی گم شویم.

عماد

حالا از خانه که می آیی پاکتی سیگار, گزینه شعرهای فروغ, و دستمال سفیدی بیاور. احتمال گریستن ما بسیار است!