عزیز من ......... باور نمی کنم .......

سلام
حال همه ما خوب است
ملالی نیست
جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور
که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنار زندگی می گذرم
که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و
نه این دل ناماندگار بی درمان
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالی خوابهای ما سال پر بارانی بود
می دانم همیشه حیات آنجا پر از هوای تازه باز نیامدن است
اما تو لاقل حتی هر وهله
گاهی
هر از گاهی
ببین که انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست
راستی خبرت بدهم
خواب دیدم خانه ای خریدم
بی پرده بی پنجره بی در بی دیوار
هی بخند
بی پرده بگویمت
چیزی نمانده است
من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سپید از فراز کوچه ی ما می گذرد
باد بوی نامهای کسان من می دهد
یادت میاید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری
نه ری را جان
نامه ام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه
از نو برایت می نویسم

.

.

.

حال همه ما خوب است
اما
تو باور نکن ...

 

/ 3 نظر / 13 بازدید
آرين

مي بيني فرنوش؟! چه ساده...چه ساده بت نوجووني مون...صداي نوجووني مون...اما تو باور نكن...

مجتبی(شاسوسا)

سلام رفیق قدیمی ....نوجوانی ما پر بود از صدای خسرو ....از صدایی که هیجان و نشاط را با خود می آورد ....از سبزی اش ....سبز ... (حال و احوالت چگون است رفیق قدیمی؟)

سودابه

حال همه ما خوب است اما تو باور نکن!چه دروغ روزمره ای