چه طور عجيبی دارد اين انتها ی دل انگيز !

فقط می بينی که باد می آيد

می فهمی چيزی هست

می شنوی انگار آواز کسی می آيد...

چه شب بزرگی در اين پياله می تابد...

من از کجا آمده ام که اين همه کلمه فقط راه دور خانه مرا بلدند؟؟؟

 

/ 7 نظر / 10 بازدید
تلخک

کوتاه وتاثير گذار بود ...پس ازمدتی چند شعرخوب خواندم....اميدوارم همچنان بنويسی.....بدرود.

nazanin

سلام دوست مهربونم...! مرسيکه سر زدی. خوشحالم کردی... وقت کردی بازم بيا اين ورا... از نظر قشنگت ممنون. آها راستی٬ تنهايی من از جای ديگه هست... همه برعکس فکر کرده بودين! موفق باشی. بازم می يام پيشت... تو هم بيا... (من تنهام).

assadgh

از ديار شنيدن. از ديار گوش!

vera

ببين من خوشحالم که کشفت کردم

siavash

منم مثل ورا...خيلی خوب مينويسی...

فاتح کبیر

سلام دوست من اگه دوست داری کلی چيز قشنگ و با حال ببينی و ياد بگيری به من هم سری بزن

meisam

صدای قدم هايش در راه توست، و ايستادن و رفتن با تو ...... با کلماتت به استقبال برو نگاه جاده منتطر است