باران

به قول کسی که می گفت :

بو بکش .......!

بوی رود و گریه و کاغذ کهنه می آید ........

بوی باران می آید ....

/ 6 نظر / 7 بازدید
حسین

باران هم نقش تو را از ذهنم نخواهد شست....

ناهيد

زير باران بايد رفت.. باید همه را به مهمانیٍ زیرٍ باران دعوت کنم به صرفٍ‌ شنیدنٍ حرفهایٍ دل!

عماد

مگر از حوالی ما رد ميشدی که بوی اينها می آمد؟

شهر ديگري را آرزو مکن

چرا اينقدر با فاصله (زمانی) می نويسی؟! شايد اوایل شهريور بو ی کاغذ کهنه، گریه و رود ميامد ...

غريب آشنا

سلام خانومی.مرسی از اين که به يادم بودی خيلی خوشحالم کردی. * راستی غيبتت را شنيدم البته غيبت خوب. :)

مجتبی (شاسوسا)

سلام رفيق قديمی ..............خوبی؟؟؟؟ اينکه بعد از اين همه مدت بيام اينجا .............اونم تو يه شب بارونی با يه پست بارونی مواجه بشم نشونه خوبيه نه؟؟؟؟ رفيق اگر اشتباه نکنم تا تولدت راهی نمونده .........درسته؟؟؟؟؟؟//چند روزی با هم تفاوت داشتيم ..............به دوستای قديمی که شايد تا به حال فراموشم کرده باشن سر زدنم يه حس جالبی داره ...........نه؟!