و می دانم تو هم چند روز پيش سراغ يک سنگ رفته ای .....

که بگويد ياغی اگر تسليم شود زودتر ميميرد ....

/ 10 نظر / 11 بازدید
شیوا

سلام وبلاگ قشنگی بود به وبلاگ من هم يه سری بزن البته وبلاگ من فقط نظرسنجی هست فعلا

مينا

سلام دوست عزيز.. زيبا بود.. من به راهنماييای کسی نياز دارم.. اگه دلت خواست کمکم کنی بهم سر بزن.. منم باز می ام....

...

(به نام خدا)سلام........وبلاگت خيلی قشنگه ولی منظورتو از نوشته ی قبليت نتونستم بفهمم

aty_akbar

ميگويم كاش سالينجر بودم.در تنهايي مي نوشتم و مي نوشتم.خودم بودم و خودم.اما براي اين تنهايي بهانه اي لازم دارم چون سالينجر نيستم.من يك آدم معمولي هستم.مثلا خوب است با همين سرعت بكوبم به همين پيرمردي كه با احتياط از خط عابر پياده ميگذرد! حالم خوب است.باور كنيد ...فقط دنبال بهانه اي براي تنها بودنم.

نمی دونم

اوا! چه حرف‌ها! سنگ کدومه! قاشق کد.مه! سنگ کاغذ قیچی!

نمی دونم

یک شاعری می گه: . رفتم به باغی دیدم کلاغی سنگی برداشتم زدم به پایش . . . یک شاعر هم می گه: در گل بمانده پای دل . . . پس یک سنگ می زنی به پای دل بعدش می بریش دکتر دوا رو می دی بخوره فردا صبحش هم می میره بعدش هم تموم! راحت...