پدر که می رفت از رازی گفت که سر به مهر ماند ....

بهاران روحت شاد باد ......پدرم.

/ 9 نظر / 9 بازدید
maryam

به وبلاگم سر بزن توی وبلاگتم اسمش رو بنويس باشه؟من دوستتم اسمم مريمه

azadeh

خيلی قشنگ بود ...به من سر بزنی خوشحال می شم!

رضا

به موقع رسيدم. موقعی که آپديت کردين شما! وبلاگتونو تو ليست وبلاگای ثبت شده پرشين بلاگ پيدا کردم. فکر نميکردم اپديت باشه. ولی بود! اونم بعد از يه ماه (چشمک) اونم درست همين امروز! امروز که نه ديروز. جالبه نه؟ :)

ghazAl

سلام وبلوگت قشنگه به منم سری بزن

hazioon

روح شاد از زندگی درست می آيد. روح کسی که درست زندگی کرده شاد است - زندگی ما ماندگان درست باد!!

Ali

سلام فرنوش جون. خبر خیلی بدی بود.احساس همدردی من و پانتی رو بپذیر و در ضمن یادت باشه که (( زندگی جذبه دستی است که می چیند)) دلم دنیای فریادی فسرده است که روحش را سکوت مرگ خورده است منال ای دل اگر مرده است دنیاست در این دنیا چه دنیاها که مرده است

Ali

در میان دشت پر از لاله های واژگون در انتهای افق در پس آن تک درخت خشکیده رهگذری بسوی شرق در فراسوی امیدها و آرزوها می گذارد گام در راه خورشید میگذرد از پلی چوبی معلق در بالای رودی آبی که در هر قدمش هست آرزوئی که فرجامش دیدار خورشید اما افسوس..... افسوس که او نمی دانست که با کالبد مومی محال است دیدار خورشید تنها

blueheart

.....بهاران روحش شاد باد.