روزهای گلاب دره است که دلت می خواد وقتی داری تنهايی از اون بالا با يه ساک گنده ميايی پايين که هنوزم نمی دونم اينا که گذاشتم توشو برا کی می خواستم و برا چی اصلا ساک آوردم فقط نفس بکشی ........... سخت نفس نکشی ........با  فکر نفس نکشی ........خودت نفس بکشی ........

روزهای تار عليزاده است ........... و هزار بار گوش کردن .......

روزهای زندگی اون يه بخشی از وجوده که خارج از زمان به زندگيه خودش ادامه ميده ................

راستی تو ميدونی ساری گلين يعنی چه؟؟؟

/ 4 نظر / 2 بازدید
محبوبه

سلام دوست عزيز - وبلاگت و تمام مطالبش بسيار جالب و دلنشينه براتون آرزوی موفقيت ميکنم -- يا حق ..

حسین

آره

...

باز هم سلام ریرا ! // می توانی یا توانسته ای بی فکر نفس بکشی ؟ نگذاشته اند یا نخواسته ای یا هر دو را برنتابیده ای که یک دم بی قید با صدای تار یا شر شر چشمه های گلاب دره یا نی چوپانی که ساری گلین از میان گوسفندانش بگذرد یا با بی قیدی سیلابی که سارای را با خود می برد ... یا اصلا به اندازه ی ابهامی کودکانه نفس بکشی ... // ... ساری گلین را برایت خواهم گفت و حکایت ... // چه سودی برای سبک کردن بارهای تو دارد ...

meisam

از کجا بود ؟ قبلا می گفتی