من و تو تاراج شده ایم .... و این تقدیم نوشته هایی که از یاد برده اند رنج و اسارت انسان را ....
آسمان چرا ندارد...
و تو خوب می دانی ری را چه می گوید...
دریدن چشمها کافی نیست.
باید خون گریست..
روزها خندید و
شبها با خدا در دریا رقصید..
می دانی به همین سادگی
بال زدن...
پرنده را پرواز داد و قفس بود که آزادی را فهمید..
چرا شک کنیم ....

 

/ 4 نظر / 2 بازدید
meisam

من و تو ، تو و من ؛ قطره و دريا /يک دو سه قدم اول حرکت .....فرار از يکی بودن .....رفتن به سوی يکی شدن ؛ رود و دريا

حامي

...

keton

vaghti dust dari o miduni dust dare az ghurub harf nazan ...hata andazeye ye ghashogh!!

unknown fly

وبلاگت عاليه يه سری به من تازه کار بزن نظر بده که خمار نظرم .(۱۳ سالم بيشتر نيس گنا دارم)