بخوان

از اينکه نتوانستم با لبخنده ساده ای روزتيره ات را روشن کنم
مرا ببخش......
چون می دانم نگا هم برايت آشنا نيست ...........

روزت روشن نمی شود............

بخشيدم هر که را دروغ پاشيده بود به جاده ام ...............تو هم دروغ می گفتی
احساسم را هم بخشيدم
اما احساسم راست می گفت.....

/ 6 نظر / 2 بازدید
با شتاب به پیش

سلام از پيام مطلب قبل خوشت اومد با هم يه جور ديگه به دنيا نگاه کرديم نه!

حنان

خيلی قشنگ و پر احساس بود به وبلاگ من هم سر بزن نازنين

vitax

قشنگ می نويسی تبريک ميگم.

حامی

احساسات هميشه راست می گن مهم اينه که باورشون کنی يا نه. اميدوارم دل عقلت با هم مشکل نداشته باشن راستی بازگشتتون رو خيلی خوشحالم شايد باور نکنی ولی تو را من چشم در راه بودم

ali

سلام وبتونو ديدم جالب بود ولی ميتونه بهتر هم باشه