می دانی
 ما از چشم آیندگان همان اهرام زمینیم
همان دوردست نشینان

و آنچنان مردد که می ترسيم سرد ... بی تفاوت از تمام سه گوش هرم..

مقصر طناب دست ها که ظالمانه تحقير فکر می شوند...

حرف از همان زيتونزار نديده چشم هامان است که که بيهوده به شک مبدل شد...

شيطان ساده بود................

اما تلخی فکرمان هوس سيب کرده بود...................

پرستشت رنگين باد...

/ 1 نظر / 2 بازدید
assadgh

اما هم‌اکنون صدای‌شان را می‌شنويم که بر ما صلا می‌زنند: های، با خود چه کرديد؟ و ما در انديشه زايش آنهاييم.