با باغ اتاقم به ازادی رسيدم..... چرا درختانش را نميديدم؟؟؟

/ 8 نظر / 2 بازدید
برهنه

چشمهايت را بشوی.... آن وقت اگر نديديش

متین

سايه درختان را حس نمی کنی ؟

بهار

سلام.من درختای اتاقمو می بينم ولی نمی تونم ازشون بالا برم. موفق باشی

حامی

خونه نو مبارک . بوی همون خونه کاه گلی قديمی رو ميده . ياد قديما افتادم . دفعه ديگه که اومديم چايی و شيرينی يادت نره . فعلا

ميثم

شايد بايد به داشته هامون راضی باشيم ! و يا فقط نداشته هامونو نبينيم

حامی

بينا .... بينا .... بينا .... بينا .... بينا .... بينا .... بينا .... بينا ....

مرجان

ادما از ادما زود سیر میشند ادما از عشق هم دلگیرمیشن ادم با همو تنها میذارن ادما رو عشقاشون پا میذارن

meisam

وقتی سخنان سکوت تو در امتداد جاده هياهو می شود و من به اميد صدار تو نوای جاده را می نويسم ٫ بغضم رنگ روشنی ميگيرد بيشتر بنويس