اگر معلم ادبیاتم اینجا را می دیدحتما می گفت :ضربه ای که تو به ادبیات فارسی می زنی غیر قابل بخشش است . من اینجا دور از چشم او کلمه می سازم.ضربه مرا به ادبیات فارسی ببخشید . ضخم چند تفاوت با زخم دارد(معنی لغوی که در لغت نامه است را فراموش کنید)که فقط می توانم یکی را برایتان بگویم:ضخم دردش برای کسی که ضخمی را دوست دارد بیشتر است(اینجا کسی که سالم است بیشتر درد می کشد) . بیشتر از این از من توضیح نخواهی د .به معلم ادبیات دبیرستانم هم نگوید . حتما حرص می خورد و می گوید: نرود میخ آهنین در سنگ . او بازنشست شده ، بگذارید راحت باشد .
/ 13 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نيلوفر

سلام . من بازم پيدام شد ! بله ... ضخم خوردن خيلی سخت تره از زخم خوردن ..... ياد يه شعری افتادم که هر چی فک می کنم می بينم هيچ ربطی نداره ... پس ولش کن !!!

mina

سلام ~~~اولندش که نگفتی يه قاشق سوپ خوری يا مربا خوری؟~~~بعدم بابا نميخوای بازديد پس بدس؟~~~اگه نيای به دبير ادبياتت ميگما~~~~قربوست مينا کچله بلا

من

اگه قول بدی بيای وبلاگ منو ببينی منم قول می دم به دبير ادبياتت نگم.

hazioon

زخم هر جورش ضخمه. بدون نقطه هم درد داره.. بدون حرف اولو وسط و آخرش هم.

مجتبی تقوی زاد

سلام .........خبر برای من واژه غريبی است .....مي دانی خيلی خبرها زودتر از آنی پخش شوند کهنه می شوند ..........اما من در اين هفته .........بی خيال شايد روی وبلاگم نوشتم ........از همان آدمهايی که سراغشان را می گيری ..............و من درد دارم .........درد آدمها .......دمت غزلی

الناز

اصلا فکر نکن معلم ادبيات يا هر آدم ديگه ای مياد اينجا.... مسل حميشه بنويص!!

omid

سلام.... اوووخ .بابت اون قضيه هنوز هم شرمندم ... باور کنيد قصد نداشتم به شما بزنم .... به هر حال از اينکه به وبلاگ من اومديد متشکرم اميدوارم موفق باشيد

مجتبی تقوی زاد

تنبل بنويس ديگه .......تو که روی منو سفيد کردی ......داری می شی يه چيزی تو مايه های زينب چوقادی(تشنه تر از سراب - زاينده رود ) که سالی يه بار به روز می کنه ...........

ساغر

سلام فرنوش جان.....خوبی خانوم؟خيلی قشنگ مينويسی......دوست داشتی يه سر بهم بزن.....تا بعد....