کسی بايد آب دهد باغچه را گلی تازه در آن است...

/ 5 نظر / 2 بازدید
نه چندان غريبه

و تو گلهاي پژمرده را فراموش کردي که قطره اي آب مي خواستند ... خاطره شبنم را تا ابديت به خاک بردند ... کجا بودي ؟ ... کدامين بوته سر پناهت شد؟ ... تو اکنون از تازگي حرف مي زني ... غم بزرگ پنهان گلبرگهاي افسرده ديروز را نديدي ... به کدامين سو مي نگري؟ ... فرياد کدامين خواهشي ... تو التماس گلهاي بي رمق با غچه را نشنيدي ... گاه چشمانم پر از اشک مي شود

hazioon

کسی که بعد از صبحها دويدن به سر کار و شبها کوفته برگشتن چشمهای ترا بتواند ببيند... باقی بهانه ست.

narenji

کسی بايد گل تازه ای در باغچه بکارد....کسی بايد باغچه ای درست کند....

hazioon

باغچه هم حزو همان بهانه ها محسوب می شود.

`sousan

سلام وب خيلی خوبه به من هم سر بزن نظر بده از امدنت خوشحال می شوم.