من ديگه بچه نمی شم ... ديگه بازيچه نمی شم ....

نوشی َ عزيزم : دلم برات تنگ شده .....

/ 1 نظر / 2 بازدید
ye gharibeye

روزی که ابرها نمی توانند سايه بر افکنند روزی که نور خورشيد . چشمان خاکستری رنگ تو را نمی زند روزی که برگهای درختان با رقص زيبا . صورت سبز رنگ خود را با نور خورشيد نوازش نميکنند آن روز شب است... داری گرفتار ميشی خودتو آزاد کن با عشق