خدایا یه کم رجعت یه کم .... رهایی فقط یه کم........

/ 15 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اميد

دروازه های بسته « من فقط مي خواستم فراموش کنم آرام آرام در بي قراری ام محو مي شوم ... برهنه ی برهنه...

مرجان

کجاييييييييييييييييييييی دوستم پس چرا نيستی اينجا نکنه که ....فهميدم حتما رفتی با ......خارج ديگه خب بهتون خوش بگذره عزيزم

حسین

چرا دیگه نمی‌نویسی؟

حسین

when your heart is not open....

مرجان

راستشو بخوايی تو از اولم زياد ادم نبودی ........ولی فرشته بودی

ناهيد

اگه قلبٍ تو بسته شه که درهای خدا به روی زمين بسته می شه٬ مگه چند تا قلب به صافيٍ مالٍ تو پیدا می شه؟؟؟؟؟

عاطفه

نه بابا آدم قلبش که بسته بشه...می میره.. بانوی موسیقی و گل کجاییی؟؟؟؟ شنیدم...:ی خوش باشی مهربونم

حسین

اوه! چقدر وبلاگ می‌نویسی! حالا یک کم بنویس دیگه. چی می‌شه؟!

مرجان

منم : مگه چی ميشه ؟ها ؟؟ها ؟